تبليغاتX
*****POP & METAL & ROCK*****
 Avril Lavigne


*زندگینامه*

نام کامل: Avril Ramona Lavigne

نام خودمانی: Avvie/Av

روز تولد: ۲۷ سپتامبر ۱۹۸۴

زادگاه: کانادا

مليت: امريکايی

قد:۱۵۷cm

وزن: ۴۷kg

رنگ چشم: آبی

رنگ مو: مايل به قهوه ای{خرمايی}

رنگ های مورد علاقه: مشکی و قرمز

ساز: گيتار

خال کوبی: -----

پدر: French-Canadian{John Lavigne}

مادر: French-Canadian{Judy Lavigne}

برادر: Matthew {بزرگتر }

خواهر: Michelle{کوچکتر }

حيوان خانگی: Sam{سگ نژاد آلمانی }Avril Lavigne

 و آلبومی بنام Under My Skin Avril Lavigne

با دادن اين آلبوم جديد مقام اول Pop Charts رو به خود اختصاص داد اونم بدون هيچ عمل غير اخلاقی.نه لباس‌های مبتــذل  می‌پوشـه و نه رقص وسوسه آميز انجام ميـده و نه به حوادث به صورت خلاصـه اشاره می‌كنه و از هيـچ عامل و روش Hip Hop هم استفاده نكــرده هيچ Lyrics تحريك كننده ای هم نخونده . Avril Lavigne از همه خواننــده‌ها و همه رديف‌هــای خود هم خودش رو جســورتر نشون ميده و هم منظورش رو به صورت روشنتر و واضح‌ تر بيان ميكنه.رفتار و گفتار اون باعث شده ميليــون‌ها بچـــه دوبــــاره به پدر و مادرشون اطمينان بدن.

 

 

از دو سال گذشته تا حالا خصوصيات Avril بودن در اون متـــمركز شده همون خصوصـــياتی كه در آلبــوم Under My Skin بازگو می‌كنه . اون به هيچ چيز خيانت نكرده و حتی الان هم پس از گذشـت چند ســال با روش خود كه باعث موفقــيـت فـــوق‌العاده‌ی اولـــين آلبوم خود بنـام Let Go شد هنــوز هـم هر جــوری كه هست كارنامه‌ی عمل خودش رو بدون لكه‌ی ننگی تميز نگه داشته . اون يك ۱۹ساله‌ی سفيد لوحه 8) ساده بودن همون چيزی هست كه باعث شده بهترين آهنگ‌هاش مــقاوم و ســخت و پايدار باشـن حالا خواه اينكه شايسته‌ی Punk يا Faux يا Maudlin Ballad باشه Avril اين آهنگ‌ها رو قطعـــا و كاملا به طور صــريح و بی‌پرده می‌خــــونه . شما مـــی‌تونين هر چقدر كه بخوايــــن آهنگ‌هاشو گوش بدين . موزيـــك Avril واقعــــا ديوانه كنندس و خيلی سخته كه بگيم در كدوم دسته موسيـــــقی قرارش بديم - آهنــــــگ موفقيــت آميز و درخشـان I'm With You تقريبا يه صدا و حال و هوای ييلاقی غير قايل احساس داشــت و يك ملودی متــــــال مبــــهـم و سربسته و يك همخوانی كه نمی‌تونه بيـجا و بی‌محـــل به عنوان يه مدعــــــی آمريكايی مطـــرح بشه اگرچـــه هيچكدوم از اين مدعيان و مسابقه‌دهندگان نمی‌تونستن به اين سادگـــی است آهنـــــــگ رو بخونن.

Lavigne در آلـبـــوم جديـــدش يعنی Under My Skin با يك ماتريس تيمی رو كه روی بيشتر آهنگ‌های آلبوم Let Go كار كرده بودن رو جدا كرد Avril در اين آلبوم جديد با يه گروه Songwriter غير قابل تحمل و گيتاريستش Evan Taubenfeld و Songwriter كانادايـــــی Chantal Kreviazuk شــــروع بكار كرد و در تهيه اين آلبـــوم با بهم پيوستن اين عوامل آلبومی قابل قبول و فرمول دار تری بوجود آورد . Lavigne در آلبـــــوم Under My Skin هيچ فكر و هدف تازه ای وارد نمی‌كنه بلكه چهره‌ی آهنــگ‌های آلبوم قبلی يعنــــی Let Go رو درخــشان‌تر می‌كنه اغلب اوقات صداش رو در يك آهنگ به چند جور و نوع تغير ميده تا مطمئن بشه كه شما از خوانندگی اون خســـــته نشدين و زيبايی Chorus ها رو درك می‌كنين . آهنگ اصلی و مهم اين آلبوم همون آهنگی كه زودتر از خود آلبوم Under My Skin منتشر شد كه Don't Tell Me نام داره ميشه گفت كه آهنگی هســت كه بيشترين شخصيت Avril رو در خودش داره و نشون ميده كه Avril دنبال چه چيزی هست و منظورش چيـــــه :P اون در اين Clip با يه بوسه‌ی شرم آور دوست‌پسر شهوتی خودش رو می‌خواد ترك ‌بكنه و همين كه شــروع می‌كنه به عنوان يه گيتاريست گيتار ميزنه از پسره می‌پرســـه كه Did I not tell you that I'm not like that ?girl/The one who gives it all away, yeah/Did you think that I was going to give it up to you يعنـــی اينكه " آيا به تو نگفتم كه من اون دختر نيستم ﴿اون دختری كه تو انتظار داری باشم﴾ " / " كسی كـه مرتبا و بطور پيوسته اونو به تو ميده؟" / " فكر می‌كردی كه می‌خواستم اونو به تو تسليم كنم؟" نحوه‌ی بيان اين مسئله و ديدگاه ممكنه رنج‌اور باشه ولـــی در عوض اون Avril با صدای خوبش از پس اين كار بر مياد صدايی كه تظاهر به صداقت و درستكاری ميكنه.

در اين آلبوم هيچ آهنگی شبيه به آهنگ " Nobody's Fool " نيست آهنگی كه سبكه Hip-Hop در خـــــودش داره و بطور آزمايشی خوانده شده و در آلبوم Let Go قرار دارد . تنها چيــــزی كه در ايـــــن آلبوم Avril Lavigne تغيير نكرده وسواسی بودن و دقت زياد او در آمــــــاده كردن اين آلبوم بود . اون به تنهايی تمام هجاها رو تلفظ می‌كنه يعنی اينكه Background Vocal هم نداره و آهنگ‌هــــــاشو به تنهايـــــی می‌خونه . از خواندن تند تند و محكم ادا كردن هجاها مثله بعضی خواننده‌ها كه می‌خوان ما رو متقـــاعد كنن كه ترانه‌شون معنا خاصـــی داره ، خودداری می‌كنه . كلمات و ريتم‌ها همون چيـزهايی هستن كه Avril ميخواد به مخاطب برسونه و همين ها كافی هستن .

بعضی از ترانه‌هاش مبهم هستن و نمايان شدن صورت خشك Avril هم در فهماندن معنی ترانه كمكـــــــی نميتونه بكنه . در آهنگ How Does It Feel از ايـــن آلبوم اون بارها و بارها می‌پرسه كه "How does it feel tobe/Different from me" يعنی اينكه متفاوت بودن با من چه احساسی داره؟ شما در اين آهنگ پی ميبريـن كه Avril چندان علاقه‌مند به شنيدن جواب اين سوال نيست و هنوز هم كسی پيدا نشده كه اين احســـاس سادگی ملال‌آور و خسته‌كننده‌ی دوران Teenage مانند احســــــاس Avril براش پيـــش اومده باشه . بهترين آهنگ آلبوم Under My Skin كه كمی هم خشن هست آهنگ ۳ دقيقه‌ای He Wasn't نام داره .در Lyrics اين آهنگ جملات نامفهومی از قبيل "He wouldn't even open up the door/He never made me feel like I wasspecial." " اون هيچ وقت نمی‌خواست در رو باز كنه/هيچ وقت باعث نشد اونی كه هستم رو احساس كنم."

 

|+|
نوشته شده توسط FARARI در دوشنبه هشتم خرداد 1385 و ساعت 23:57
 آلبوم .P.O.D
 

آلبوم .P.O.D به نام Testify

01. Roots in Stereo
02.
Lights Out
03.
If You Could See Me Now
04.
Goodbye for Now
05.
Sounds Like War
06. On the Grind
07.
This Time
08.
Mistakes & Glories
09.
Let You Down
10.
Teachers
11.
Strength of My Life
12.
Say Hello
13.
Mark My Words

|+|
نوشته شده توسط FARARI در دوشنبه پانزدهم اسفند 1384 و ساعت 0:56
 Shadmehr Aghili

Download Video Mikhastamet Shadmehr Aghili : Mikhastamet

دانلود ویدئوی کنسرت جدید شادمهردرآرنا اوبرهازن 

|+|
نوشته شده توسط FARARI در دوشنبه پانزدهم اسفند 1384 و ساعت 0:47
 نون وگیتار
*وبلاگ نون و گیتار برای اونایی که همه عشقشون گیتاربه ثبت رسید*

 

 

|+|
نوشته شده توسط FARARI در پنجشنبه چهارم اسفند 1384 و ساعت 0:14
 کليف برتون
<IMG alt="" hspace=0 src="http://images.google.com/images?q=tbn:D75snVls-DUJ:www.chileanhorsemen.cl/cliff/pics/cliff84.jpg" align=baseline border=0></P>
<P>در فوریه سال ۱۹۶۲ در ساعت ۹:۳۸ بعد از ظهر در بیمارستان ادن در شهر سانفرانسیسکو واقع در ایالت کالیفرنیا متولد شد. پدرو مادرش Gan و Ray هر دو هیپی بودند و او بسیاری از ایده هایش را از آنها برداشت کرد ولی در کنار تمام این مسائل استعداد زیاد او در موسیقی بسیار چشمگیر بود. کلیف بهترین نوازنده بیس در دنیای هوی متال بود. Music Effect درباره او چنین مینویسد: او با ترکیب سبکهای موسیقی مثل جز، بلوز و کلاسیک به تنهایی موزیک متالیکا را که بسیار شلوغ و دارای ریتمهای بسیار تند بود را به صورتی مطلوب دراورد وگروه با او به سطح بسیار بالایی از کار خود رسیددر سالهای کودکی کلیف، پدرو مادر او مشاهده کردند که او علاقه بسیار عجیبی به موسیقی نشان می‌دهد. در سن ۶ سالگی او پیانو را به عنوان اولین ساز خود انتخاب کرد. او بعد از گذراندن کالج، تحصیلات خود را در تئوری موسیقی به پایان رساند و جالب اینکه علاقه اصلی او موسیقی کلاسیک و جز بود.</P>
<P>کلیف در سالهای جوانی خود بود که بیس را شروع کرد و از سپتامبر ۱۹۷۸ تا ژانویه سال ۱۹۸۰ درسها ومتودهای نواختن بیس را آموخت. کلیف قبل از اینکه در متالیکا بنوازد عضو گروههای بسیاری بود. می توان اینطور گفت که تقریبا تمام گروههای آن منطقه دوست داشتند که کلیف در گروه انها بنوازد.</P>
<P><BR> </P>
<P dir=rtl align=center><A href="http://overkill.superhost.pl/galeria/cliff/cliff1.jpg" target=_blank><IMG src="http://overkill.superhost.pl/galeria/cliff/mini/cliff1.jpg" border=0></A> <A href="http://overkill.superhost.pl/galeria/cliff/cliff2.jpg" target=_blank><IMG src="http://overkill.superhost.pl/galeria/cliff/mini/cliff2.jpg" border=0></A> <A href="http://overkill.superhost.pl/galeria/cliff/cliff3.jpg" target=_blank><IMG src="http://overkill.superhost.pl/galeria/cliff/mini/cliff3.jpg" border=0></A> <A href="http://overkill.superhost.pl/galeria/cliff/cliff4.jpg" target=_blank><IMG src="http://overkill.superhost.pl/galeria/cliff/mini/cliff4.jpg" border=0></A> <A href="http://overkill.superhost.pl/galeria/cliff/cliff5.jpg" target=_blank><IMG src="http://overkill.superhost.pl/galeria/cliff/mini/cliff5.jpg" border=0></A> </P>
<P>در این زمان متالیکا با بیسیست گروه به مشکل خورده بودند واین مساله به خاطر عدم توانایی و خلاقیت او بود. بیسیست گروه در این زمان شخصی بنام Ron McGovney بود. گروه کلیف را در وسکی که غرق در نواختن بیس بود ملاقات کردند. ولی مشکل اینجا بود که راضی کردن کلیف کار ساده‌ای نبود. گروه بعد از نشست های متعدد در آخر با یکدیگر به توافق رسیدند و متالیکا لس آنجلس را ترک کرد. <BR></P>
<P dir=rtl align=justify><FONT color=#ff0000>البته لازم به ذکر میدونم که بگم که آنها علاقه زیادی به لس آنجلس نداشتند و این به خاطر طرفداران گروه بود. طرفداران آنها به خاطر نواختن سریع و لباسهای پاره‌ای که اعضای گروه می‌پوشیدند اغلب آنها را یک Punk Band خطاب می‌کردند.</FONT><BR>کلیف اولین کنسرت خود را با متالیکا در سوم مارچ ۱۹۸۳ اجرا کرد. اجرای بعدی کلیف با گروه در در ۱۹ مارچ همان سال بود. بیشتر شما باید تکنوازی کلیف را در ویدئوی Cliff em All دیده باشید. دیو ماستین در عالم دوستی به او لقب major rajor and the four string mother f***er را داده بود. شاید فقط کسی مثل دیو ماستین بتواند چنین لقبی به او دهد.</P>
<P><IMG alt="" hspace=0 src="http://www.fabledmusic.net/pics/metallica-cliff-burton.jpg" align=baseline border=0></P>
<P>بعد از اجراهای مختلف گروه به نیو یورک رفت تا آلبوم افسانه‌ای خود را(Kill em All) را با شرکت Mega force Records تولید کند.پس از آن گروه برای اجرای تورهای مختلف به خانه برگشتند و برای تهیه آلبوم دوم گروه با مپانی Electra Records آماده می‌شدند. در این زمان اوزی اوزبورن به آنهاپیشنهاد داد تا در تور سراسری Ultimate Sin با او همراه باشند. <BR></P>
<P dir=rtl align=justify><FONT color=#3333ff>این نقطه عطف بزرگی برای گروه بود. چون آنها در این زمان با طیف وسیعتری از بینندگان مواجه شدند. بعد از اجرای تورهای مختلف با اوزی گروه به اروپا رفت. آخرین اجرای کلیف با گروه در تاریخ ۲۶ سپتامبر سال ۱۹۸۶ بود در استکهلم سوئد بود. متالیکا از اجرای کنسرت در سوئد بسیار راضی بود. آنها معتقد بودند که انرژی خوبی از طرفدارانشان دریافت می‌کنند.</FONT></P>
<P><BR> </P>
<P dir=rtl align=center><A href="http://overkill.superhost.pl/galeria/cliff/cliff6.jpg" target=_blank><IMG src="http://overkill.superhost.pl/galeria/cliff/mini/cliff6.jpg" border=0></A> <A href="http://overkill.superhost.pl/galeria/cliff/cliff7.gif" target=_blank><IMG src="http://overkill.superhost.pl/galeria/cliff/mini/cliff7.jpg" border=0></A> <A href="http://overkill.superhost.pl/galeria/cliff/cliff8.jpg" target=_blank><IMG src="http://overkill.superhost.pl/galeria/cliff/mini/cliff8.jpg" border=0></A> <A href="http://overkill.superhost.pl/galeria/cliff/cliff9.jpg" target=_blank><IMG src="http://overkill.superhost.pl/galeria/cliff/mini/cliff9.jpg" border=0></A> <A href="http://overkill.superhost.pl/galeria/cliff/cliff10.jpg" target=_blank><IMG src="http://overkill.superhost.pl/galeria/cliff/mini/cliff10.jpg" border=0></A> </P>
<P><BR> </P>
<P dir=rtl align=justify><BR>بعد از کنسرت در همان شب گروه با اتوبوس اختصاصی خود برای اجرای کنسرت در شب بعد عازم کپنهاگ دانمارک شدند. ساعت ۳ نیمه شب بود که ناگهان اتوبوس شروع به لغزیدن بر روی یخهای جاده ای کوهستانی بین استکهلم و کپنهاگ کرد. به نقل از Music Effect اتوبوس حدود ۲۰ ثانیه بر روی یخها لغزید و در یک پیچ شدید کلیف از اتوبوس به بیرون پرتاب شد و اتوبوس بر روی او بر گشت و او را از بین برد.</P>
<P><BR> </P>
<P dir=rtl align=justify><FONT color=#ff00cc> </FONT><FONT color=#0033ff>باقیمانده گروه به هتلی در کپنهاگ در جایی که Anthrax اقامت داشت و قرار بود با هم تور داشته باشند منتقل شدند. لارس از ناحیه پا و جیمز و کرک نیز جراحات ناچیزی برداشتند. در همان شب بعد از آنکه لارس و کرک به خواب رفتند. جیمز به کسانی که در آنجا حضور داشتند گفت که دیگر ادامه نخواهد داد. چون بهترین دوستش را از دست داده است.</FONT></P>
<P align=center><BR><IMG alt="" hspace=0 src="http://overkill.superhost.pl/galeria/cliff/cliff11.jpg" align=baseline border=0></P>
<P align=right>به عنوان احترام به او، گروه کلکسیونی از فیلمها و تکنوازی های او و فیلمهای باقیمانده از زندگی ۳ ساله او با گروه را به صورت یک Video Tape انتشار دادند. آهنگ To Live Is To Die آهنگ دیگر گروه بود که کلیف آن را نوشته بود که بعدها در آلبوم And Justice For All گنجانده شد.<BR></P>
<P dir=rtl align=justify><BR><STRONG><FONT size=3>جمله ای از کليف برتون:<BR></FONT><FONT color=#996600>ما بر روی صحنه خودمان هستیم. چرا باید بخواهیم که به گونه‌ای دیگر جلوه کنیم که خیلی بزرگ و غیر عادی به نظر برسیم. ما فقط ما هستیم و این کاریست که ما انجام می‌دهیم و راه ما غیر از این نیست و آن را ادامه خواهیم داد.</FONT></STRONG></P>
<P align=right><BR><BR></P>
|+|
نوشته شده توسط FARARI در یکشنبه سی ام بهمن 1384 و ساعت 0:36
 اوهام - آلبوم آلوده

01. درد عشق
02.
منبر
03.
ساقی
04.
آلوده
05.
عطش تو
06.
بشنو از نی
07.
غم دل
08.
کجا بوده ای ؟
09.
مست
10.
تهران
11.
همه تزویر می کنند
12.
طلعت تو


 

|+|
نوشته شده توسط FARARI در شنبه بیست و چهارم دی 1384 و ساعت 0:17
  مشا هیر مو سیقی
Vangelis

شايد نام ونجليز را به خاطر گرفتن جايزه اسكار براى فيلم ارابه  آتش يا به اعتبار موسيقى فيلم كريستف كلمب بشناسيد.اما اينها همه در مقايسه با ونجليز و قدمت موسيقى او، جديد محسوب مى شوند.ونجليز بدون بهره گيرى از كلاس هاى آموزش موسيقى، نواختن پيانو را در چهار سالگى آغاز كرد.

دوران نوجوانى خود را به همكارى با برخى گروه هاى دهه ۶۰ گذراند. در ابتداى دهه ۷۰ به يك تكنواز ماهر تبديل شد. او ترجيح داد باقى تلاش خود را معطوف به فعاليت در زمينه موسيقى الكترونيك كند. 

امروزه، ونجليز با موسيقى خودانگيخته خود به يكى از معدود هنرمندانى تبديل شده است كه مى تواند از تصنيف تا انتشار آثار خود را به تنهايى انجام دهد. ونجليز عمر كارى خود را در كشورهاى انگليس، فرانسه و يونان در لابراتوارهاى خود مى گذراند.

او علاوه بر موسيقى با شهرت كمترى در عرصه نقاشى هم فعاليت مى كند.ونجليز بدون بهره گيرى از كلاس هاى آموزش موسيقى، نواختن پيانو را در چهار سالگى آغاز كرد. دوران نوجوانى خود را به همكارى با برخى گروه هاى دهه ۶۰ گذراند.

در ابتداى دهه ۷۰ به يك تكنواز ماهر تبديل شد. او ترجيح داد باقى تلاش خود را معطوف به فعاليت در زمينه موسيقى الكترونيك كند. 

امروزه، ونجليز با موسيقى خودانگيخته خود به يكى از معدود هنرمندانى تبديل شده است كه مى تواند از تصنيف تا انتشار آثار خود را به تنهايى انجام دهد.

ونجليز عمر كارى خود را در كشورهاى انگليس، فرانسه و يونان در لابراتوارهاى خود مى گذراند. او علاوه بر موسيقى با شهرت كمترى در عرصه نقاشى هم فعاليت مى كند.

موسيقى خاص ونجليز او را در ابهام قرار داده است و پرهيز او از مصاحبه بر وهم آلودگى  اين فضا افزوده است. «گيل بدارد» (Gilles Bedard) از معدود خبرنگارانى است كه در سال ۱۹۹۵شانس  اين را يافته است تا بعد از سال ها تلاش، بتواند با ونجليز مصاحبه كند.
گيل بدارد، قدر  اين فرصت را مى دانست و براى كسب اطلاعاتى در مورد علايق ونجليز، شيوه زندگى او و هر اطلاعى كه بتواند مصاحبه را پربار كند به انگلستان، فرانسه، ژاپن و يونان سفر كرد، مصاحبه را انجام داد و با كمك دوستان نوار مصاحبه را پياده و منتشر كرد. آنچه در زير مى خوانيد، مشروح اين گفت و گو است.
•••

•براى اولين بار چه زمانى احساس كرديد كه مجذوب زيبايى موسيقى شده ايد و در چه سنى آغاز به تصنيف موسيقى كرديد؟
تقريباً چهار سال داشتم كه به سراغ اولين تجربه هاى خود رفتم. ما در منزل يك پيانوى قديمى  داشتيم كه من از كودكى مجذوب آن بودم. ابتدا من تنها با كليدهاى پيانو بازى مى كردم، سپس شروع به نواختن كردم و كم كم دست به كار تصنيف موسيقى شدم بدون  اينكه خودم از كارى كه مى كنم و انتهاى مسير آگاه باشم. به نظر مى رسد كه  اين علاقه به نواختن و توليد اصوات  هارمونيك در من غريزى بود، واقعه اى خودانگيخته.

•گفته مى شود كه در شش سالگى شروع به اجراى كنسرت كرديد، درست است؟
بله، من در شش سالگى در كنسرت ها آهنگ هاى ساخته خودم را مى نواختم.

•آيا آموزش آكادميك هم ديده ايد؟
خير، من هرگز  آموزش نديده ام. من از  آموزش خوشم نمى آيد.

•آيا مى توان  اين گونه نتيجه گرفت كه شما مايل هستيد كه موسيقى و احساس خود را فارغ از محدوديت هاى آكادميك عرضه كنيد و سهم بيشترى از آزادى داشته باشيد؟ آزادى در نوشتن موسيقى و ساختارى كه دست به كار خلق  آن مى شويد؟

دقيقاً من به طور ذاتى احساس مى كنم كه موسيقى را نه مى توان  آموخت نه مى توان  آموزاند. البته اجرا موضوع جداگانه اى است. شما مى توانيد بتهوون يا موتسارت يا موسيقى نيوايج را فرا بگيريد،  اما آنچه كه من انجام دادم آفرينش تكنيكى خاص خود بود، تكنيكى كه به واسطه آن مى توانم خودم را بيان و اظهار كنم. بله من كنسرت هاى زيادى داده ام،  اما آنچه كه در قلب دغدغه هاى من است، تصنيف است.

•كمى  به گذشته برويم، به زمانى كه شما در سن ۱۵ سالگى به گروه فورمينكس پيوستيد.
گروه فورمينكس گروهى مدرسه اى بود كه من در نوجوانى به آن پيوستم. آنها بيشتر به صورت تفننى و براى سرگرمى  كار مى كردند و من را هم به گروه خود دعوت كردند. نهايتاً ما بدون دانستن  اينكه چه مى كنيم و چه اتفاقى در حال وقوع است، به ستاره هايى در يونان تبديل شديم. در آن دوران من، مانند هر نوجوان ديگرى به فعاليت ديگرى هم نمى انديشيدم، روزهاى خوشى داشتيم.

•گروه تصنيف هاى خودش را مى نواخت يا آهنگ هاى مطرح و مشهور آن دوران را؟
هر دو، البته ما آهنگ هاى جز بسيارى هم اجرا مى كرديم. جز ژانرى است كه من شيفته آن هستم. به اعتقاد من جز مهمترين فرم موسيقايى قرن ما است.

•صحبت از جز شد،  آيا شما به طور خاص از سبك يا فرد خاصى تاثير گرفته ايد؟
در واقع خير، در اين گروه كوچك ما همه چيز مى نواختيم. بايد گفت ما اساساً در حال تجربه كردن بوديم و اغلب از در كنار هم بودن و همكارى با يكديگر لذت مى برديم. در  اين زمان بود كه من به  اين نتيجه رسيدم كه براى به دست آوردن  امكان فعاليت آزادانه به پول احتياج دارم.  

اين نياز مرا ملزم و متقاعد كرد كه به گروه دومى  به نام «كودكان ونوس» بپيوندم. در همكارى با  اين گروه بود كه من توانستم به آزادى دست پيدا كنم چرا كه من نمى خواستم به طور تام و در تمام عمر، متكى بر كمپانى هاى توليد و ضبط باشم.

•آيا در اين زمان بود كه شما حيطه فعاليت خود را از پيانو و ارگ تغيير دهيد؟
بله، دقيقاً.

•اولين بار چه زمانى آلات موسيقى الكترونيكى را به دست گرفتيد؟
به محض  اينكه به بازار آمدند. فكر مى كنم اواخر دهه ۶۰ بود.

•اولين ساز الكترونيكى كه شما به آن التفات خاصى داشتيد، ارگ  هاموند بود. آيا هرگز مجذوب ساز عجيب ديگرى مثلاً مانند ملوترون (Mellotron) نشديد؟
نه، من هرگز ملوترون را دوست نداشته ام، به نظرم ساز تكامل يافته اى نيست.

•آقاى ونجليز شما در استوديو از چه سازى استفاده مى كنيد؟
تمام سازهايى كه از مخيله شما مى گذرد. مثلاً تمام آلات ضربى از سراسر جهان.


•و نيز سينتى سايزر؟
البته. كاربرد سينتى سايزر در موسيقى من آنقدر زياد است كه بسيارى از سازندگان از سراسر جهان به نزد من مى آيند و از من مى خواهند كه در مورد محصول آنها نظر بدهم. در كل، من از تمام سازهايى كه دوستشان دارم، استفاده مى كنم.


 


•آيا شما خودتان به سينتى سايزرها برنامه مى دهيد يا  اينكه به ديگران محول مى كنيد؟
من خودم به آنها برنامه مى دهم. البته من از يك همكار هم كمك مى گيرم كه زمان ضبط به من كمك مى كند، چرا كه در غير  اين صورت بايد تمام عمر در استوديو باشم.


 


•شما چگونه كار مى كنيد؟
بى اختيار، هميشه به صورتى خودانگيخته. من خود را به الهام درونى وامى گذارم. من هميشه هر چيزى را كه تصنيف مى كنم، ضبط مى كنم و هميشه اولين ضبط را نگه مى دارم.


 


•سازهاى ضربى، چه زمانى از  اين سازها استفاده مى كنيد؟
ببينيد، تمام چيزها در كار من بستگى به ساير عوامل دارد. من از فرمول و ساخت خاصى تبعيت نمى كنم، به تعداد قطعات راه هاى مختلف وجود دارد.
•آيا شما قطعات را به صورت منفرد ضبط مى كنيد يا  اينكه چندين قطعه را با هم ضبط مى كنيد؟
من چند قطعه را با هم ضبط مى كنم. البته سعى مى كنم  اين باعث نشود كه قطعات طراوت خود را از دست بدهند، چراكه در غير  اين صورت خودانگيختى آن تبخير مى شود و بر باد مى رود.
•امروز، بعد از ساليان طولانى فعاليت،  آيا روش هاى شما تغييرى هم داشته اند؟
در مقايسه با آلاتى كه من  امروز استفاده مى كنم، در گذشته من با آلاتى ساده شروع كردم. من  امروز توليدى ناب تر دارم، صدايى بهتر و البته همچنان نگاه به آينده دارم. اگر پيشرفت ها در صنايع ضبط و توليد به همين روند  اميدبخش خود ادامه دهند، مى توان نويد آينده اى شگفت آور داد: صوتى بدون پارازيت هاى زمينه و اعوجاج. در عين حال بايد در نظر داشت كه مبادا بيان موسيقايى قربانى تكنيك و تكنولوژى شود و عصاره طبيعى و انسان بنيان خود را از دست بدهد.


 

•هر يك از آثار شما داراى تمى  مخصوص خود است، آيا شما قبل از آغاز كار همه چيز را مشخص مى كنيد يا  اينكه روش در خلال كار ارتقا مى يابد؟
در خلال توليد پيش مى رود و ارتقا مى يابد، من به الهام در لحظه  اميد دارم. من در طول سال تعداد بسيار زيادى قطعه ضبط مى كنم و درست نمى دانم بر سر هر يك چه خواهد آمد. آنچه كه شما مى شنويد تنها يك دهم آن چيزى است كه من توليد مى كنم.


 

•از كجا به شما الهام مى شود؟  آيا  اينكه شما يك يونانى هستيد تاثيرى بر كار شما دارد؟ شما موسيقى پاپ يونان را ترجيح مى دهيد يا موسيقى سنتى را؟
من در يونان متولد شده ام و اتمسفر يونان را با خود حمل مى كنم، روح يونانى، سنت هاى يونانى و موسيقى يونانى را نيز و  اين تنها موسيقى سنتى نيست كه مرا دلباخته خود مى كند. من بين شرق و غرب نوعى  امتزاج مى بينم، هم آغوشى بى سرحد و فاصله. براى من موسيقى يكى است؛ غيرقابل تفكيك.  اين تنها زبان است كه عوض مى شود.

•آيا  اين به  اين معنى است كه شما به عنوان مثال بين موسيقى جز و موسيقى آفريقايى تمايزى قائل نمى شويد؟
بله، همينطور است. شما مى توانيد از هر زبانى براى بيان يك پديده يا احساس استفاده كنيد، بله، آنچه كه تغيير مى كند فرم است  اما عصاره يكى است.

•به نظر مى رسد مشهير شدن، وسوسه انگيز باشد. انتظار مى رود كه شما دائماً در تلاش باشيد تا اثر ديگرى مانند ارابه آتش توليد كنيد،  اما شما همواره در حال جست وجوى راهى ديگر هستيد، چرا؟
موافقم. اگر شما بر موانع عمده تصنيف فائق شويد، باقى كار آسان است. و من همچنان دوست دارم آزاد باشم و با موسيقى تفريح كنم.  اين چيزى است كه كمپانى هاى ضبط هنوز نمى فهمند، من درگير رقابت سرعتى نيستم. مى خواهم كار خودم را بكنم و مطمئن هستم در  اين صورت فروش ميليونى هم تضمين خواهد شد. زندگى من بر مسابقه مبتنى نيست.


 

لذا همواره روش و سبك خود را تغيير مى دهم تا در دام موفقيت آسان گرفتار نشوم. تمام تلاشم  اين است كه رخصت نزول ناخودآگاه الهام داده شود نه  اينكه من آن را سامان دهم. روش آفرينش من احترام به طبيعت است.

•از آنجا كه شما نقاش هم هستيد، زمان آفرينش و خلق اثر آيا متاثر از رنگ خاصى هستيد؟
در ابتدا در فضاى تصويرى كار قرار مى گيرم و بعد ساز مناسب را انتخاب مى كنم. بگذاريد  اين گونه بگويم كه من متاثر از صحنه ها و رنگ ها هستم و بر  اين اساس است كه اجزاى مورد نياز گزينش مى شوند.

•اگر ممكن است بيشتر در مورد ارتباط بين موسيقى و نقاشى خودتان صبحت كنيد.
گمان مى كنم مى توان  اين دو را به مثابه كنش هاى هم، تكميل  اما متفاوت دانست. آن زمان كه من از موسيقى اشباع هستم، به سراغ نقاشى مى روم و برعكس. برايم  اين انتقال از يكى به ديگرى، منبع الهام خجسته اى است. هر دو طبيعت هستند  اما با بيانى ديگرگون،  اما بايد بگويم كه موسيقى من بالنسبه آزادتر از نقاشى من است. زمانى كه من تصنيف مى كنم، من احساس مى كنم  اما آنچه را كه احساس مى كنم، نمى بينم. نه رنگى و نه منظره اى، تنها احساس. طبيعت تنها به درخت و گل خلاصه نمى شود. طبيعت شامل ميكروب، انرژى، نوسان، لرزش و تمام كيهان است.

•شايد  اين دليل اصلى همخوانى و تطابق موسيقى شما با سريال كازموس است.
در واقع، كارل سيگان بدون گفتن و هماهنگ كردن با من، با ناشران صحبت كرد. هنگامى كه من برنامه را در تلويزيون ديدم، غافلگير شدم.  اما از شيوه به كارگيرى موسيقى خودم در  اين سريال خرسند شدم.  اين خرسندى زمانى كه فهميدم  اين كار كارل سيگان بوده است، مضاعف شد؛ چرا كه مدت ها دوست داشتم با او ملاقات كنم.

•بياييد در مورد موسيقى شما صبحت كنيم. اولين سولوى شما كه در فرانسه ضبط شد، تصور مى كنم سال ۱۹۷۲ بود. در سال بعد شما «زمين» را منتشر كرديد. مى شود كمى  در  اين باره صحبت كنيد؟
درست است كه تاثير يونان بر من بسيار است  اما تاثير موسيقى محلى يا موسيقى دهات يونان بر من بسيار بيشتر است. اثرى كه شما از آن صحبت مى كنيد آخرين توليد من در فرانسه بود؛ چرا كه من به شدت از جو موسيقى فرانسه سرخورده شدم. هيچ قوه ابتكارى ديده نمى شد. همه چيز بى دردسر و تنگ نظرانه بود.  اين اثر در واقع نوعى خداحافظى بود.

•اثر بعدى شما در سال ۱۹۷۵ با نام «مى توانى صداى عوعو سگ ها رو بشنوى؟» به عنوان موسيقى فيلم بود. اين اثر اولين عامل شهرت شما در سطح بين المللى بود. در همين سال شما اثر ديگرى با نام بهشت و جهنم را منتشر كرديد، درست است؟
بله،  اين اثر كارى پيچيده و در عين حال متفاوت از كارهاى قبلى من بود. در ضمن در  اين كار بود كه من براى اولين بار با جان اندرسون همكارى كردم. جان يك روز به دفتر من آمد و ما با هم اثرى را با نام «خيلى وقت پيش، خيلى آشكار» ضبط كرديم.  اين قطعه در آلبوم بهشت و جهنم موجود است، بعد از  اين بود كه تصميم گرفتم باز هم با او كار كنم.

•در سال ۱۹۷۵ شما آلبيدو را ضبط كرديد، آلبيدو يعنى چى؟
آلبيدو ۰.۳۹. شاخصى است براى بازتاب نور توسط زمين. من همواره در مورد فضا و كيهان كنجكاو بودم، لذا در  اين اثر تلاش كردم كه مسيرى طبيعى را طى كنم.  اين آلبوم كارى آزاد و خودانگيخته تر از بهشت و جهنم با اركستراسيون قوى و هماهنگى بالا بود.

•به سال ۱۹۷۸ برويم، به سالى كه آلبوم «بوبورگ» را منتشر كرديد، آلبومى عجيب و شبيه موسيقى خشن معاصر.
بوبورگ موزه مدرنى در پاريس است كه من احساس عجيب و غريبى نسبت به آن داشتم.  اما آن بخش كه بر  اين باور هستيد كه شبيه موسيقى خشن معاصر است، من فكر مى كنم كه تنها شبيه موسيقى  امروز است. در انتشار  اين آلبوم من تمام ملاحظات مادى را كنار گذاشتم تا نشان بدهم كه جرأت حضور در اين ژانر را هم دارم و البته موفق هم بود.

•كار مشكلى است، اما هنگامى كه براى چندمين بار به اين اثر گوش مى دهم نوع خاصى از غزل سرايى و ملودى هاى زيبا را مى توان احساس كرد.
بله، موافقم كه بايد چندين بار به  اين آلبوم گوش داد. آنچه كه شما موسيقى معاصر مى خوانيد براى من تنها سبكى است مانند ساير سبك هايى كه مى توانم تصنيف كنم، البته به صورت خودجوش. موسيقى بايد بتواند با مخاطب صحبت كند. شايد بوبورگ بهترين مثال نباشد، چرا كه خيلى خاص و ثقيل است. من آثار بسيار ديگرى هم در  اين سبك دارم  اما در كشوى ميزم. رسانه ها مردم را شرطى مى كنند و لذا كسى دوست ندارد راهى تازه در موسيقى باز كند.شما بايد هميشه مدنظر داشته باشيد كه با انسان سروكار داريد نه با ماشين. متاسفانه با وجود حضور نوعى آزادى خلاقانه  اما محدوديت ها بسيار هستند و در صورتى كه كسى علاقه اى به اثر خلاقانه ندارد من درصدد نيستم كه به زور موسيقى خودم را به خورد مردم بدهم. باعث شرمسارى است كه تنها بايد در قطعات سه يا چهار دقيقه اى تصنيف كرد تا در راديو و در ساندويچ فروشى ها قابل شنيدن باشد. رسانه ها به ابزارى تبديل شده اند كه فضاى موسيقى را مسموم مى كنند. آنها فرهنگ موسيقى استاندارد را اشاعه مى دهند.  اين به طرز وحشتناكى خسته كننده است. گاهى سخت احساس خستگى مى كنم.

•در سال ۱۹۷۹ آلبوم چين را عرضه كرديد، چرا چين؟
من هنگامى كه در موسيقى چين مداقه كردم دريافتم كه شباهت هاى بسيارى بين موسيقى ما در يونان و موسيقى چين وجود دارد. همچنان كه شباهت هاى بسيارى را من بين تمام انواع موسيقى در سراسر جهان احساس مى كنم.

•ديدار شرق و غرب؟
دقيقاً.

•بعد هم آلبوم «داستان هاى كوتاه»، به عنوان اولين آلبوم با جان اندرسون.
در يكى از ديدارهاى او از استوديوى من، ما با هم قطعاتى را كار كرديم كه حتى نمى دانستيم بايد با آ نها چه كنيم.  اين قطعات را در آلبوم داستان هاى كوتاه كنار هم گذاشتيم.

•اين سال براى شما سال پرمشغله اى بود. با فردريك روسيف موسيقى فيلم ساختيد و با «آيرن پاپاس» هم «چكامه» (Odes)را. به نظر من چكامه به شدت داراى تم يونانى است،  اين گونه نيست؟
اين موسيقى براى من خيلى مهم است چرا كه من ريشه هايم را در آن دوانده ام. من سعى كردم با انتشار چكامه نشان دهم كه  اين نوع موسيقى هنوز حيات دارد و استقبال مردم از  اين آلبوم،  اين مدعا را ثابت كرد. حتى به بخشى از زندگى روزمره در يونان تبديل شده است.

•همكارى شما با  ايرن چگونه بود؟
من نت هاى متعلق به صدها سال پيش را با قلبم مى نواختم، و ايرن نت ها را مى نوشت. من تمام تلاشم را كردم كه در بداهه نوازى خودم به روح  اين موسيقى خيانت نكنم. من  و وايرن آلبوم ديگرى را هم با هم كار كرديم با نام «بيزانسى».

•شما با جان اندرسون هم كار مشترك ديگرى با نام «بعداً مى بينمت» داريد كه من تصور مى كنم براى شما بسيار مهم است،  اين گونه نيست؟
بله جان در دو آهنگ با من آواز هم خواند. اشعار هم سروده خودم بود، يعنى كارى كه تا آن زمان نكرده بودم.

|+|
نوشته شده توسط FARARI در جمعه شانزدهم دی 1384 و ساعت 22:59
 HYPNOTIZE
 01 - Attack [24Kps] [128Kps
 02 - Dreaming [24Kps] [128Kps
 03 - Kill Rock 'n' Roll [24Kps] [128Kps
 04 - Hypnotize [24Kps] [128Kps
 05 - Stealing Society [24Kps] [128Kps
 06 - Tentative [24Kps] [128Kps
 07 - U-Fig [24Kps] [128Kps
 08 - Holy Mountains [24Kps] [128Kps
 09 - Vicinity of Obscenity [24Kps] [128Kps
 10 - She's like Heroin [24Kps] [128Kps
 11 - Lonely Day [24Kps] [128Kps
 12 - Soldier Side [24Kps
 
|+|
نوشته شده توسط FARARI در جمعه هجدهم آذر 1384 و ساعت 23:4
 Live In Paris :: system of a down
 

01-byob  دانلود

02-scince دانلود

03-kill rock n  rooll دانلود

04- suggestions دانلود

05- psycho دانلود

06- mr jack دانلود

07- chop  دانلود

08- nedles دانلود

09-deer nance دانلود

10-aerals دانلود

11-holy moutains دانلود

12-spiders دانلود

13-streamlines دانلود

14-bounce دانلود

15-atwa دانلود

16-forest دانلود

17- sigaro دالنود

18-hichwey song دانلود

19-wer? (prt 1  دانلود

20- inter load wer ?2 دانلود

21-wer(port3 دانلود

22-prison song دانلود

23- roultte دانلود

24-toxi citti دانلود

25-sute pee دانلود

26- sugar دانلود

.

|+|
نوشته شده توسط FARARI در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384 و ساعت 23:27
  آلبومهای تاپ از گروهای متال ...

Metallica = St.Anger


1
- Frantic
2- St.Anger
3- Some Kind Of Monster
4- Dirty Window
5- Invisible Kid
6- My World
7- Shoot Me Again
8- Sweet Amber
9- The Unnamed Feeling
10- Purify
11- All Within My Hands
----------------------------------------------

System of a down =  Mezmerize

1- Soldier Sideintro
2- B.y.o.b
3- Revenga
4- Cigaro
5- Radiovideo
6- This Cocaine Makes Me Feel Like
7- Violent Pornography
8- Question
9- Sad Statue
10- Old School Hollywood
11- Lost In Hollywood
----------------------------------------------



Fear Factory = Transgression

1- 5۴0000 Degrees Fahrenheit
2- Transgression
3- Spinal Compression
4- Contagion
5- Empty Vision
6- Echoes Of My Scream
7- Supernova
8- New Promise
9- I Will Follow
10- Millenium
11- Moment Of Impact
12- Empire

|+|
نوشته شده توسط FARARI در چهارشنبه هجدهم آبان 1384 و ساعت 1:9
 ::شادمهر::

آلبوم دوری و پشیمانی شادمهر(درخواستی)

درد انسان

مرحم

سکوت

شب بخیر

برمن یتاب

مثل بارون

حتما دانلود کنید چون جای دیگه گیرتون نمیاد.

|+|
نوشته شده توسط FARARI در چهارشنبه یازدهم آبان 1384 و ساعت 0:13
 Nirvana ::Sepultura
 

Nirvana

Come As Your Are

Lithium

Marigold

Smells Like Team Spirit

Plugged Out 

Sepultura

Symptom Of The Universe
                                                                                                               
Against

Orgasmatron

 

|+|
نوشته شده توسط FARARI در پنجشنبه بیست و یکم مهر 1384 و ساعت 1:37
 siavash old

آلبوم عروسك شب

عروسك شب
اسير
آواره
ديگه فايده نداره
معبد شهيد
عمر دو روزه
پيدا نميشه
صداقت
صداي قديما
تن زخمي

آلبوم پاييز

دوزخي
غريبه
غربت
حسرت آلود
خورشيد خزان
ميترسم
پاييز
پرستو
پيچك
سراب
سرنوشت

|+|
نوشته شده توسط FARARI در یکشنبه دهم مهر 1384 و ساعت 2:51
 chavoshi & hamed hakan
تف به مرامت عوضی(کامل) حامد هاکان

 DJ mix حامد حاکان

قید منو بزن   حامد هاکان و چاوشی

شهد مسموم صداقت  حامد هاکان و چاوشی

سه شنبه ها چاوشی 

شعر سپید چاوشی

 

|+|
نوشته شده توسط FARARI در یکشنبه دهم مهر 1384 و ساعت 1:25
 P.O.D
                                                                                            

گروه سال ۱۹۹۲ در سوكال در نزديكي سان يزيردو، تشكيل شد. ماركوس گيتاريست و وو به عنوان درامر كه در حيطه جنوب شهر سان يزيردو بود و با فرهنگ عمومي و موسيقي آنجا رشد كرده بود، با هم آشنا شدند، آن ها به علايق مشترك خود در موسيقي ((جز)) و ((رگه)) پي مي برند و به عنوان پانك هاي جوان مطرح مي شوند و تصميم مي گيرند تا گروه P.O.D را كه خلاصه شدن عنوان payable On Death تشكيل بدهند، خيلي سريع پسر عموي ماركوس كه يك MC در موسيقي هيپ هاپ بود و ساني نام داشتبه آنها ملحق مي شود. سال 97 با آمدن ترا كه اصليتي كليولندي داشت روي نقشه موسيقي روز افتاد. در خلال دهه 90، گره نمايش هاي پرتعدادي را در آن منطقه انجام داد و بيش از 40 هزار كپي از سه EP خود فروختن! اين EPها كه در كمپاني شخصي رسوريكوردز متعلق به خودشان منتشر شده با استقبال روبرو مي شد تا جايي كه كمپاني هاي بزرگ به سوي آنها متمايل مي شدند و سال 99 سرانجام اولين آلبوم رسمي گروه با نام the Fundamental Elements of south town را با همكاري يك كمپاني معروف بزرگ منتشر مي كند. آلبوم به جايزه پلاتينيوم دست پيدا مي كند و گروه افتخاراتي از جمله بهترين گروه هارد راك يا متال، بهترين آلبوم سال و آهنك هاي مطرح را كسب مي كند. يك سال بعد با شركت در تور سال 2000 Ozzfest به همراه staind و crazytown به شهرتي ميرسد. ساختن چند ساند تراك براي فيلم هايي از جمله ((نيكي كوچولو)) با در سال 2001 از مجموعه كمدي هاي آدام سندلر و يا فيلم ((هر يكشنبه موعود)) با حضور آل پاچينو وضعيت گروه را به حالت تثبيت شده اي بدل مي كند. آلبوم دوم گروه با نام satellite در بهارسال 2001 منتشر مي شود. از بخت بد حادثه، يكي از اعضاي اوليه يعني ماركوس در فوريه 2003 گروه را ترك مي كند تا هدف هاي شخصي خود ار در موسيقي دنبال كند. پس از او جيسون ترودي به تيم P.O.D وارد مي شود و گروه با اجزاي ساند تراك براي فيلم ((ماتريكس:((ريلودد)) به شهرتي بيش از پيش مي رسد.

|+|
نوشته شده توسط FARARI در جمعه یکم مهر 1384 و ساعت 1:30
 سبک شناسی موسیقی راک

Rock & Roll : راک اند رول که يکی از سبکهای تاثير گذار و متداول در موسيقی راک است، روندی غير قابل پيش بينی را طی کرده در ابتدا زمانی که راک باز ها موسيقی "کانتری" و "بلوز" را با هم تلفيق کردند، راک دارای مشخصه های بارزی مثل آنارشيسم بود ولی بعدها با گذشت زمان، اين مشخصه ناديده گرفته شد و اين نوع موسيقی به سمت کسب مهارت و ايجاد تحول رفت. از موسيقی پر انرژی Chuck Berry گرفته تا هارمونيهای زيبای بيتلز و موسيقی روح نواز Otis Redding همه و همه در گروه راک اند رول قرار گرفت. اما راک اند رول جذابيت موسيقيايی خودشو فقط برای چند سال حفظ کرد.با گوناگونی بسياری که در سبکهای مختلف راک به وجود اومد، به قول بعضی از متخصصين هسته اصلی راک از هم پاشيد.

Pop-Rock : پاپ-راک يکی از عمده ترين شاخه های موسيقی محسوب می شود که به طور کلی به هر نوع موسيقی پاپ ساخته شده پس از دوران جذب راک اند رول به پاپ، Pop rock  می گويند . از ويژگيهای اين سبک ملوديک و گيرا بودن موسيقی اونه و تکيه اون بر موسيقی لاينقطاع که با چيره دستی نواخته میشه. از گروههای مشهور فعال در اين سبک که تعداد اونا کم هم نيست می تونم به  Everly Brothers،  Madonna و Rowded House   اشاره کنم.

Soft Rock : گرچه سبک سافت راک در اوائل دهه هفتاد پايه گذاری شد اما زمزمه های آن از اواخر دهه شصت آغاز شده بود. سافت راک موسيقی ملايمیه که بيشتر تکيه بر خواننده و ترانه سرا داره تا نوازنده؛ تجاری نگاه کردن به موسيقی يکی از ويژگيهای اين سبکه. سافت راک تا حدی متمايل به پاپ-راک است اما با فضايی ملايمتر و نرمتر. گروههايی مثل "کارپنترز" و "شيکاگو" تکيه بر موسيقی ساده و ملوديک داشتند و در طول حيات خود با تهيه کنندگان مختلفی هم کار کردند. در طول دههء هفتاد، سافت راک بازار موسيقی را تحت تاثير خود قرار داد و به طور جدی موسيقی تلفيقی هم عصر خودشو دچار دگرگونی کرد .

 

Grunge : سبکی که اوج درخشش اون در دهه